خرید بک لینک
آیا میدانستید قبل از اینکه برادران رایت اولین هواپیمای قابلپرواز را بسازند، صدها نفر چندصد نمونه بال و وسیله پرواز ساخته بودند، اما همه آنها سقوط کرده و آن افراد از کار خود نتیجهای نگرفته بودند...

آیا دلیلش را میدانید؟

درواقع آنها سعی میکردند عینا از پرواز پرندگان تقلید کنند و هرگز هم به این فکر نکرده بودند که میتوان از بدن پرندگان ایده گرفت و بعد به طرح و ایده اولیه درمورد ساخت هواپیما پرداخت و به شکل متفاوتی پرواز را تحقق بخشید؛ اما برادران رایت به این امر نیز توجه کردند و با ثابتنگهداشتن بالها و محکمکردن بدنه، توانستند این اختراع را کامل کنند و به کمک صفحات متحرک توانستند نیروی باد را بهصورت کنترلشده زیر بال و بدنه هواپیما هدایت کنند و بدین وسیله توانستند آن را از روی زمین بلند کنند.

هواپیمای اختراعی برادران رایت و نسلهای بعد مثل پرندهها بال نمیزدند، اما بهشکلی متفاوت و البته فوقالعاده میتوانستند بپرند و این همان اتفاقی است که برای خیلی از ایدههای نوآورانه رخ داده است؛ یعنی مخترعان از یک پدیده الهام گرفتند و بعد آن ایده را بهصورتی متفاوت بهوسیله ابزارهای دردسترس خود تحقق بخشیدند؛ پس به جرئت میتوان گفت اختراع نهایی با ایده و طرح اولیه تفاوتی عظیم دارد و آنچه باعث میشود یک ایده ساده به اختراعی پیچیده تبدیل شود، ذهنی آزاد و رهاست که خود را در قیدوبندهای تحمیلی منبع ایده محدود نکند و شهامت آزمودن افقهای جدید و ابعاد تازهای از زندگی را داشته باشد. اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، برای حل هر مشکلی در زندگی کافی است دو اصل را درنظر بگیریم؛ نخست اینکه ایده خامی که به ذهن میرسد، برای اینکه به راهحلی پیچیده و موثر تبدیل شود، باید پردازش شود و دوم اینکه برای اینکه ایده خام ما به شیوهای موثر تبدیل شود، لازم است زحمت فراوانی برای این کار بکشیم و راههای مختلف عملیسازی این ایده خام را امتحان کنیم؛ همچنین یادمان باشد گاهی باید صد راه را امتحان کنیم و گاهی هزار راه را؛ اما آنچه مهم است، این است که ما باور کنیم همه ابزارها و قابلیتهای لازم را برای چنین کاری در اختیار داریم و از پس این کار برمیآییم. ممکن است باتعجب بپرسید مگر ممکن است کلید مشکل من در هرچیزی که الان به آن مینگرم و توجه میکنم، باشد؟

در جواب به این سوال باید بگوییم چه حیرت کنید و چه انکار! این یک حقیقت است؛ یعنی کلید تمام مشکلات ما همین الان و همینجا به صورت ایدههایی خام در اطرافمان وجود دارند و اگر به نظر میرسد که این ایدهها دور از دسترسند، دلیلش فقط این است که ما ذهنمان را برای دیدن، کشف و امتحان افقهای جدید باز نکردهایم و به باورهای جدید، اجازه خودنمایی ندادهایم.

درحقیقت باید بدانیم موفقهای واقعی چیزی بیشتر از آدمهای معمولی ندارند؛ آنها فقط چشمانی تیز دارند و با آن، ایدههای خام اطرافشان را میبینند و سپس با ذهنی باز و به دور از قالبها و تعصبات، به آن ایده بالوپر میدهند.

پس فراموش نکنیم که اگر چشمی تیزبین داشته باشیم و نگاهی همانند شکارچیان، میتوانیم ایدههای زیادی را در سر بپرورانیم و آنها را تبدیل به اختراع و ابداعی جالب و کارآمد تبدیل کنیم.

یک روح مطمئن، باوری قوی و پایدار دارد و میداند که برای هر مسئلهای راهحلی عملی وجود دارد و اینها همه آن چیزی است که در ذهن و قلب افراد موفق هم وجود دارد و باعث تفاوتشان با آدمهای عادی میشود.

تهیه و تنظیم:میلاد کریم زاده

برچسب: مدیریت,وبلاگ, نویسنده: ایلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:44

صفحه بندی